چگونه یک گروه اجتماعی قدرتمند داشته باشیم؟

امین رحمانی پور

پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی

 

جامعه شناسان برای گروه اجتماعی تعاریف مختلفی ذکر کرده‌اند. برای آنکه خواننده بتواند با متن همراهی کند لازم است که تعریف خود از گروه و گروه اجتماعی را بیان نماییم. واژه گروه در زبان فارسی به معنی دسته – فرقه – فوج – طایفه – جماعت – مردم و .... و در زبان عربی به معنی قوم آمده است. گروه عبارت است از تعدادی از افراد انسانی که بر اساس یک روابط متقابل و احساس همبستگی با یکدیگر همکاری و همیاری دارند.

در ادامه به برخی از تعاریف جامعه‌شناختی پیرامون گروه اجتماعی پرداخته خواهد شد:

  • آریان پور: گروه اجتماعی که صورت کامل آن جامعه است، واحدی است اجتماعی، مرکب از دو تن یا عده بیشتری انسان که بر اثر کنش‌های متقابل اجتماعی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. کنش‌های متقابل اجتماعی، افعالی هستند که بین دو تن یا عده بیشتری انسان درمی‌گیرد و در آن نوعی هماهنگی به وجود می‌آورند.
  • بروس کوئن: گروه به تعدادی از آدم‌ها اطلاق می‌گردد که با یکدیگر روابط متقابل دارند و بر اساس یک رشته چشمداشت‌های رفتاری مشترک، به همدیگر احساس وابستگی می‌کنند.
  • جورج هومنز: گروه اجتماعی عبارتست از عده معدودی از افراد که مدتی تقریباً طولانی با یکدیگر ارتباط دارند و بین آن‌ها نوعی ارتباط رویاروی وجود دارد و این ارتباط مستقیم و بدون واسطه افراد دیگر است.
  • آلن بیرو: گروه واحدی اجتماعی است که دارای دوامی نسبی است؛ در آن اعضا خود را با یکدیگر به جهت تجلی مدل‌هایی مشابه در عمل و الگوهای کلی همسان رفتاری به طرزی عینی در پیوند می‌یابند.
  • البیون اسمال: گروه عبارت است از عده‌ای از افراد اعم از زیاد و کم که بین آنان چنان روابطی مشاهده شود که تصور رود باهم زندگی می‌کنند. (سایت دانشنامه روانشناسی مردم، گروه و انواع آن، علیرضا نوربخش مقدم)

تعریف مختار:

منظور از گروه اجتماعی؛ مجموعه‌ای از افراد است که روابط قوی، چهره به چهره و نسبتاً پایداری باهم داشته، در بعضی از عقاید و احساسات باهم شریک بوده و دارای کنش اجتماعی باشند و هدف یا اهداف مشترکی را دنبال  نمایند.

آنچه گروه اجتماعی را از مجموعه‌ای از افراد که صرفاً در یک جا جمع شده‌اند جدا می‌کند؛ روح جمعی آن است که میان افراد گروه شکل گرفته است. منظور از روح جمعی؛ در واقع همان ارتباط و پیوند عمیق میان افراد گروه است.

روح جمعی برای یک جامعه در واقع ترکیبی از روح‌ها، اندیشه‌ها، عواطف، خواست‌ها و اراده‌های افراد آن جامعه هست که یک هویت جدیدی را تشکیل می‌دهد (مطهری، جامعه و تاریخ، ۲۴).

هر چه ارتباط و پیوند افراد گروه بیشتر و عمیق‌تر باشد وحدت و روح جمعی آن‌ها بیشتر، و به تبع اثر جمعی بیشتری خواهند داشت. این سخن قاعده‌ای عقلی است که هیچ استثنایی ندارد و در همه جای عالم صنع، از جمله در میان انسان‌ها جاریست. تمام افراد انسان در جهان به‌واسطهٔ اینکه وحدتی در بشر بودن دارند یک وجود جمعی دارند اما از آنجایی‌که ارتباط و پیوند میان انسان‌ها اندک است، این روح جمعی ضعیف و اثر جمعی آن محسوس نیست. اما هر کجا روابط و علقه‌ها شدت یابد و انسان‌ها به یکدیگر نزدیک شوند وحدت بیشتر نمایان شده و روح جمعی شدیدتر می‌شود و به تبع آثار جمعی بیشتری نمایان می‌گردد. اگر ارتباط افراد بیشتر شده و برای رسیدن به اهداف خاص به یکدیگر منضم شوند و نیروی یکدیگر را گردآورند، اجتماعشان تکوّن شدیدتری گرفته و ترکیبی حقیقی از آن‌ها به وجود می‌آورد و اثر جمعی پدید می‌آید که به‌واسطه آن کارهای بزرگ آسان می‌شود؛ مانند لشکر و سپاه و هر کار بزرگ دیگری که به‌وسیله تعاون و همکاری شکل می‌گیرد.

اما چگونه روح جمعی و پیوندهای یک گروه اجتماعی قوت بیشتری گرفته و اثرگذاری بیشتری خواهد داشت؟

اگر ارتباطات و قرابت‌ها بیشتر شد و پیوندها، عقلی و قلبی گشت یکپارچگی‌ای در آن مجموعه مشهود خواهد بود که در اثر این هویت جمعی، افراد و کل مجموعه به همان سمتی که به‌واسطهٔ آن به یکدیگر متصل شده‌اند رشد خواهند کرد. چنین گروهی همچون یک مرکب طبیعیِ پویا و در حال تغییر است و "اتحاد"، وصفی شایسته برای آن است.

همچنین شاید این آخرین مرتبهٔ قرابت و ارتباط میان افراد و بالاترین قوت روح جمعی برای یک گروه نباشد بلکه فوق آن نیز تصور می‌شود و آن در جایی است که تمام اراده‌های افراد یک مجموعه یک سره مندک در یک ارادهٔ دیگری (رهبر گروه) است؛ به‌گونه‌ای که آن‌ها در هیچ عملی اراده‌ای برای خود باقی نگذارده و تماماً منحل در او شده‌اند و در نتیجه هویت افراد آن مجموعه نیز محو هویت او شده است. وصف شایستهٔ این مجموعه نه "اتحاد" بلکه "وحدت" است.

بنابراین در صورتی که در یک گروه اجتماعی، رهبری که محوریت گروه را برعهده دارد، وجود نداشته باشد، گروه شکننده بوده و به‌راحتی قابل فروپاشی است. در واقع آن کسی که روابط و پیوندهای میان افراد گروه را محکم و شدید کرده و از بقیه گروه‌ها جدا می‌کند و هویت واحد به آن‌ها می‌بخشد همان رهبر گروه است. و لذا این رهبر گروه است که روح جمعی گروه را شکل داده و قوت می‌بخشد.

 

کانون مرتبط مطلب: