نقد و بررسی ابعاد استانی شدن انتخابات مجلس؛ مواجهه ای از جنس سیاست پژوهی

در چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۳۹۷، نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ۱۵۵ رای موافق، ۶۴ رای مخالف و دو رای ممتنع از مجموع ۲۳۱ نماینده حاضر در مجلس شورای اسلامی کلیات طرح اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی درباره استانی شدن انتخابات را تصویب کردند. همین امر سبب شد تا با مواجهه ای سیاست پژوهانه با این طرح را مورد مداقه قرار دهیم.

 

انواع نظامهای انتخاباتی در دنیا:

نظام انتخاباتی هر کشور نشان دهنده چگونگی انتقال رای و دیدگاه مردم به ساختار سیاسی آن جامعه است. آنچه که مهم به نظر می رسد توازن بین کیفیت و کمیت انتقال آرا می باشد. نظامهای انتخاباتی در کشورهای جهان را می توان به صورت کلی به سه دسته تقسیم نمود:

  1. نظام های انتخاباتی اکثریت:

در این نظامهای انتخاباتی افراد و یا لیستها، بر اساس رای یک مرحله ای و مستقیم مردم انتخاب می شوند. نظامهای اکثریتی به دو قسمت صورت بندی می شوند:

  1. نظامهای اکثریتی نسبی: در این نظامهای انتخاباتی، افراد و یا لیستهای حزبی و غیر حزبی با آوردن بیشترین آرا نسبت به سایرین انتخاب می شود. به عبارت دیگر فرد و لیستی که حتی  یک رای بیشتر نسبت به سایرین دارد، به عنوان منتخب شناخته می شود.
  2. نظام های اکثریتی مطلق: معیار این نوع انتخابات آوردن اکثریت آرای بیش از ۵۰ درصد می باشد.
  1. نظامهای انتخاباتی تناسبی: نظام تناسبی عموما برای جوامعی بکار می رود که احزاب دارای حضور پررنگ در ساختار سیاسی هستند. در این نظام، نمایندگان  بر اساس تناسب رایهایی که به آنها داده می شود انتخاب می گردند. البته حداقل آرایی هم مشخص می شود که در کشورهای مختلف متفاوت است. تفاوت این نوع انتخابات با انتخابات اکثریتی این است که اگر لیستی بیشترین رای را آورد تمام کرسی ها را تصاحب نمی کند بلکه بیشترین کرسی های پارلمان را در اختیار می گیرد. در کنار آن  لیستهایی که رای کمتر آوردند نیز می توانند با کسب حد لازم رای و بر اساس تناسب آرا، برخی از کرسیها را تصاحب کنند و به صورت کلی حذف نشوند.
  2. نظامهای تلفیقی: نظامهای تلفیقی تلاشی برای به کاربردن مزیتها و حذف معایب دو نظام اکثریتی و تناسبی است. یعنی هم اکثریت لحاظ می شود و هم تناسب کرسی ها در نظر گرفته می شود.

انتخابات مجلس در ایران:

در ایرانِ بعد از انقلاب اسلامی، نمایندگان مجلس بر اساس الگوی اکثریت مطلق اتنخاب می شوند. بدین معنا که کاندیدای حایز اکثریت آرا، باید بیش از نیمی از آرای ماخوذه ی صحیح را نیز کسب نماید تا بتواند وارد مجلس شود. علاوه بر آن در حوزه هایی که کاندیداها نتوانستند بیش از نیمی از آرا را کسب کنند ، بین کاندیداهای حایز آرای اکثریت، دوباره انتخابات انجام می شود تا تکلیف کرسیهای خالی مشخص شود. در حوزه های انتخابی کم جمعیت عموما افراد به صورت انفرادی وارد عرصه ی انتخاب می شوند و در حوزه ی انتخابی پر جمعیت به صورت لیستی که عموما ذیل گرایشهای و جناحهای سیاسی تشکیل شده اند وارد این کارزار می گردند. معیار تعیین محدوده ی انتخاباتی مجلس شورای، بر اساس جمعیت می باشد، البته این امر برای اقلیتهای مذهبی و قومیتی در قانون استثنا شده است. تعداد کرسی های مجلس ۲۷۰ عدد می باشد و نمایندگان به مدت ۴ سال بر کرسی مجلس تکیه می زنند. وظایف این نمایندگان قانون گذاری در سطح عادی  ذیل قانون اساسی و سیاستهای کلی کشور و نظارت بر اجرای قوانین می باشد. از جمله وظایف دیگر این نهاد، دادن رای اعتماد به وزرای پشنهادی رییس جمهور و سوال و استیضاح رییس جمهور و وزرا در صورت صلاحدید می باشد. نمایندگان اگر چه از سوی یک حوزه ی انتخابیه وارد مجلس می شوند اما در برابر تمام ملت دارای مسئولیت می باشند و می توانند در حوزه های مختلف اجتماعی آزادانه اظهار نظر نمایند.

آنچه مسلم است جایگاه بالای این نهاد قانون گذاری در قانون اساسی می باشد. در نظر گرفتن کیفیت و کمیت انتخاب افرادی که به مجلس راه می یابند را دو چندان می کند. اگر نمایندگان با رای بالایی از مردم وارد مجلس شوند بیشتر نمایان گر افکار عمومی می باشند و از طرفی اگر نمایندگان از نخبگان اجتماع انتخاب شوند کارایی مجلس به عنوان نهاد جهت دهنده به قوای دیگر بالاتر می رود و این باعث موفقیت سایر قوا می گردد.

نبود ساختار حزبی و نخبگانی در کشور، وجود قومیتها و مذاهب گوناگون و سپردن انتخاب نمایندگان به افکار عمومی باعث می گردد که آنچه از نظر کیفی، لازمه ی ورود افراد نخبه به مجلس است محقق نگردد. از طرف دیگر لازمه ی ورود حداکثری مردم به انتخابات، به عنوان پشتیبان نظام سیاسی کشور و نیز ورود نگاههای متفاوت اجتماعی به ساختار سیاسی، حضور حداکثری افکار عمومی را به عنوان یکی از الزامات ساختار سیاسی در انتخابات گوشزد می کند. از این رو نظام انتخاباتی کشور باید به سمتی حرکت کند تا بتواند هم پاسخ دهنده به نیاز کیفی و هم کمی حضور مردم در انتخابات باشد. تاکنون چندین مرتبه، طرحهای متفاوتی در مجالس مختلف شورای اسلامی در این راستا ارائه شده است. آخرین طرح مربوط به مجلس نهم است که تلاش کرده است تا  مشکلاتی که در حال حاضر در دو سطح کیفی و کمی در انتخابات وجود دارد را بر طرف نماید. این طرح دارای مواد و تبصره های متعددی است که در ادامه به آن پرداخته می شود.

 

طرح مدنظر با تعریف دو عنصر حوزه های انتخابی فعلی و استانی کردن جغرافیای انتخابات، تلاش دارد تا نمایندگان حوزه های انتخابی رابه نمایندگان استانی ارتقا دهد. پیش شرط ۱۵ درصد رای در حوزه های انتخابی، برای موفقیت نماینده در حوزه ی جغرافیایی استان، این مطلب را بیان می دارد که فرد مورد نظر باید دارای مقبولیت اجتماعی باشد و از طرف دیگر باید بتواند حوزه ی انتخابی خود را وارد عرصه انتخابات کند. آنچه مشهود است آن است که معیار انتخاب افراد همان اکثریت است که باید کاندیدا، بیشترین  آرای مورد نظر را بیاورد تا بتواند به عنوان نماینده وارد مجلس شود.

نگاه مخالفان و موافقان طرح ارائه شده:

مخالفان و موافقان این طرح، برای طرفداری و مخالفت خود دلایل متعددی آورده اند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت:

الف: موافقان

  1. موافقان این طرح با تعریف قانون گذاری به عنوان مهمترین وظیفه ی نماینده مجلس، عنوان می دارند که در حال حاضر، نمایندگان به دلیل آنکه در حوزه های انتخابی در سطح پایین تر از استان انتخاب می شوند، درگیر مسائل جزیی آن منطقه هستند. آنها بیان می دارند که این مساله باعث می شود، نمایندگان مجلس از امر قانون گذاری غافل شوند و از کیفیت این وظیفه مهم، کاسته شود. موافقان، استانی شدنِ انتخابات را عاملی می دانند که تعریف نمایندگان به عنوان افراد انتقال دهنده ی مشکلات محلی تغییر یابد و بدین گونه انتظارات مردم کنترل شود.
  2. از سوی دیگر این طرح در نگاه موافقان باعث می شود که نگاه بخشی از استانها کاهش یابد و نمایندگان به «توسعه متوازن استان» به عنوان الگوی مطلوب نگاه کنند. نگاه بخشی نمایندگان و انتظارات مردمِ حوزه های انتخابی از آنان، یکی از عوامل عدم توسعه متوازن استانها عنوان می شود.
  3. استانی شدن انتخابات، با تعریف جغرافیای استانی به عنوان معیار محدوده ی انتخاباتی، عاملی می شود که قبیله گرایی و قومیت گرایی موجود در مدل کنونیِ انتخابات، کمتر در نتایج آن تاثیر گذارد. در حال حاضر به دلیل کوچک بودن حوزه ی انتخاباتی، وزن تاثیرگذاری قومیتها و نیز نگاه قبیله ای بر نتایج انتخابات مجلس بالاست. استانی شدن انتخابات عاملی می شود که معیارهای انتخابات از سطح رقابتهای قومیتی و قبیله گرایی به سمت معیارهای کلان تر استانی حرکت کند. در حال حاضر افراد ذی نفوذ مناطق کوچک دارای قدرتهای سیاسی هستند و می توانند با رهبری افکار عمومی پیروان خود، آرای انتخاباتی را مدیریت کنند. در این حالت، عموما منفعت های بخشی و محلی بر منفعتهای ملی و کلان ترجیح داده شود. استانی شدن انتخابات علاوه بر کاهش قدرت این عناصر دخیل در انتخابات، فضایی را فراهم می آورد که کیفیت آرای ماخوذه و به ازای آن کارایی مجلس افزایش یابد.
  4. در انتخابات به شکل کنونی، افراد به صورت مستقل و تنها با طرح نسبت خود به  جریانهای سیاسی وارد انتخاب می شوند و با کسب بیشترین آرا وارد مجلس می گردند. حضور انفرادی کاندیداها در انتخابات، عاملی است که احزاب در انتخابات از تاثیرگذاری کمتری در سطح شهرها و روستاهای کوچک برخوردار باشند. استانی شدن انتخابات، حضور انفرادی افراد را کاهش می دهد، و کاندیداهایی که در لیست احزاب و یا ائتلافها شرکت می کنند امکان رای آوری آنها بیشتر می شود. این نوع انتخابات بسترساز حضور بیشتر و نظام مند جریانهای سیاسی در قالب احزاب می باشد و می تواند احزاب را به عنوان یک نهاد موثر در انتخابات دخیل نماید و به تبع آن احتمال حضور کاندیداهای شایسته و نخبه را در انتخابات افزایش دهد.
  5. در حال حاضر به علت کوچک بودن حوزه ی انتخابیه ، تاثیر افراد ذی نفوذ در هیئتهای اجرایی انتخابات بسیار بالاست. این مساله باعث می شود، افراد از نفوذشان به شکل غیر صحیح در راستای اهداف سیاسی استفاده کنند و با خرید رای و دیگر روشها در نتیجه انتخابات تاثیرگذار باشند. استانی شدن انتخابات، با کاهش قدرت تاثیرگذاری افرادِ ذی نفوذِ محلی در انتخابات، انگیزه ی این افراد را در استفاده از نفوذشان در هیئتهای اجرایی و به ازای آن تخلفات انتخاباتی کاهش می دهد. بنابراین می توان گفت استانی شدن انتخابات، امنیت آن و میزان آرای ماخوذه صحیح را افزایش می دهد.
  6. استانی شدن انتخابات، می تواند بستری برای تغییر در نوع انتخاب ریاست قوه مجریه باشد. همانطور که گفته شد، استانی شدن انتخابات باعث تقویت تحزب گرایی در کشور می گردد. ورود احزاب به انتخابات و شکل گیری نظام نخبگی در عرصه ی سیاسی می تواند بستری را فراهم آورد که انتخاب ریاست هیئت وزیران را از سطح افکار عمومی به سمت انتخاب نخبگانی تغییر دهد. این امر در کیفیت و شکل گیری قوه مجریه تاثیر گذار می باشد.

در مجموع می توان گفت دغدغه ی اصلی موافقان این طرح، افزایش کیفیت و کارایی مجلس با ایجاد شیوه ی جدید انتخاباتی است. دغدغه ی اصلی این نمایندگان را می توان در دو مساله خلاصه نمود. به چه شکل می توان بستر ورود افراد نخبه را به مجلس فراهم آورد؟ به نظر می رسد این گروه از نمایندگان به مدل تحزب به عنوان شیوه ی چرخه نخبگانی در عرصه سیاست قائل هستند و برای حل مساله فوق این طرح را مناسب می دانند. از سوی دیگر سوال دوم این گروه از نمایندگان این است که چگونه می توان سطح انتظارات مردمی را از نمایندگان به عنوان قانون گذاران افزایش داد و سطح کارایی مجلس را بالا برد؟ این گروه با استانی شدن انتخابات از این لحاظ که عامل افزایش سطح انتظارات مردم از مسائل محلی و بخشی به مسائل کلان، استانی و ملی می شود موافقند و آن را بسترساز تمرکز بیشتر نمایندگان بر وظیفه قانون گذاری و به تبع آن بالارفتن کارایی مجلس می دانند.

مخالفان:

  1. حضور مردمی به عنوان یکی از پایه های مجلس قوی به حساب می آید. در نگاه مخالفان، طرح استانی شدن انتخابات با کاهش وزن رای روستاها و شهرهای کوچک و افزایش وزن رای شهرهای بزرگ، سبب می شود، انگیزه حضور مردم در مناطق کم جمعیت و حتی مناطقی که دارای جمعیت متوسط است در انتخابات کاهش یابد و این مساله در تضاد با روح کلی قانون اساسی مبنی بر حضور حداکثری مردم در انتخابات است. از سوی دیگر رقابت محلی، یکی از عواملِ انگیزه بخش مردم برای مشارکت در انتخابات است که با استانی شدن انتخابات، این موضوع کمرنگ خواهد شد.
  2. مساله دیگری که مخالفان در رد این طرح پیشنهادی، مطرح می کنند با وظیفه ی مجلس یعنی نظارت مرتبط می باشد. این گروه از نمایندگان معتقدند که استانی شدن انتخابات باعث می شود، نمایندگان در جریان امور مسائل محلی قرار نگیرند و از این رو نمی توانند بر امور اجرایی استانها نظارت کنند و این موضوع با وظیفه ی نظارتی مجلس در تضاد می باشد.
  3. در سطح دیگر از تحلیل مشکلات طرح مذکور، این مساله مطرح می شود که یکی از راههای ارتباطی مستقیم مردم با حاکمیت، نمایندگان مجلس هستند. از آنجا که یکی از خصوصیاتی که نظام جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن است نزدیکی مردم به نظام سیاسی کشور و مطلع بودن حاکمیت از مشکلات مردم است، استانی شدن انتخابات این رابطه را کمرنگ خواهد کرد و بین مجلس و مردم فاصله خواهد انداخت.
  4. استانی شدن انتخابات با توسعه قلمرو انتخابات به سطح استان، نیاز به تبلیغات گسترده و نیز شناسا بودن افراد را افزایش می دهد. این امر باعث می شود تا کاندیداها با نزدیک شدن به کانونهای ثروت، نیازهای مالی خود را برای این حجم تبلیغات برآورده کنند و به آنها وابسته شوند. این مساله، بسترساز ورود پولهای کثیف به انتخابات می باشد. از سوی دیگر در سطح استانی معمولا افرادی رای خواهند آورد که دارای شهرت بیشتری(افراد رسانه ای، سیاستمدارن و مسئولین دولتی)  باشند و تاثیر صلاحیتهای دیگر در انتخابات کاهش می یابد. این موضوع سبب می شود تا نخبگان مستعد و ناشناخته به مجالس راه نبایند و چرخش نخبگانی که باید از پایین به بالا اتفاق بیفتد انجام نشود. در عوض کرسی های مجلس بین افراد خاص دست به دست می شود.
  5. اشکال دیگر که به این طرح گرفته می شود آن است که اگر براثر عواملی همچون فوت نمایندگان، باطل شدن صندوق رای و نیز عدم تایید صلاحیت نماینده از طرف مجلس، نیاز باشد تا انتخابات میان دوره ای برگزار شود، با توجه به درگیر بودن جمعیت یک استان، برگزاری مجدد انتخابات در  این سطح وسیع دشوار می باشد و به نوعی هزینه این امر را از نظر زمانی و نیز مالی بالا می برد.
  6. با افزایش سطح مشکلات از شهرستان به استان، امکان رسیدگی به مشکلات برای نمایندگان در این طرح جدید بسیار دشوارتر از قبل می شود. از سوی دیگر با توجه به انتظارات استانی از یک نماینده، و لزوم رسیدگی به آنها از سوی او، تداخلی بین وظایف قوای مقننه و نیز مجریه به وجود می آورد. به نوعی می توان گفت که مسئولین استانی از این پس نمایندگان و نیز استانداران می باشند و تفکیک قوا که از تفکیک وظایف نشات می گیرند دچار خدشه می گردد.
  7. اشکال دیگر این طرح آن است که اگر چه کاندیداها از حوزه های انتخابی در سطح شهرستان، نامزد ورود به مجلس می شوند ولی در سطح استانی به رقابت می پردازند و رای جمع آوری می کنند. این موضوع باعث می شود نمایندگان نه در برابر مشکلات استانی پاسخگو باشند و نه در برابر مشکلات حوزه ی انتخابیه. زیرا هنگام پاسخگویی به مشکلات حوزه ی انتخابی نماینده مجلس خود را نماینده استان می داند و در هنگام پاسخگویی به مشکلات استان، خود را موظف به رسیدگی به مشکلات حوزه ی انتخابی می داند.
  8. مشکل دیگر طرح استانی شدن انتخابات آن است که با کاهش اهمیت حوزه های انتخابی کوچک و پایین آمدن سطح نظارت بر رای گیری این مناطق، بستری فراهم می گردد تا تخلفات انتخابی در این مراکز افزایش یابد. در حال حاضر به دلیل اهمیت یکسان حوزه های انتخابی کوچک و بزرگ، کوچکترین تخلف گزارش می شود و امنیت انتخابات در سطح خوبی می باشد که ممکن است با استانی شدن انتخابات نظارت بر آن کاهش یابد و تخلفات افزایش یابد.

آنچه که به طور کلی می توان در نگاه مخالفان به عنوان دلایل مخالفت با این طرح به آن اشاره کرد، پرداختن به مسائلی همچون کاهش حضور مردم، افزایش ورود کانونهای ثروت و قدرت به انتخابات، عدم چرخش نخبگان و افزایش فاصله مردم و مجلس به تبع آن عدم رسیدگی به مناطق کم جمعیت می باشد. مشکلاتی که می تواند بر کمیت حضور مردم تاثیرات منفی بگذارد و مجلس را درگیر صاحبان قدرت و ثروت نماید. به عبارت دیگر مجلس در این شرایط باید پاسخگوی کانونهای قدرت و ثروت باشد تا نیازهای مردم.

پیشنهادات و ارائه راهکار:

  1. اولین پیشنهادی که می توان  مطرح کرد آن است که مجلس برای تقویت رسیدگی به مناطق محروم و کم جمعیت کشور، قدرت تاثیرگذاری شوراهای محلی را در انتقال مشکلات و به تبع آن گرفتن پروژه ها و پشتیبانی مالی دولتی در بودجه سالانه افزایش دهد، تا انتظاراتی اینگونه از نمایندگان کمرنگ شود و این نیازها به سمت شوراها هدایت گردند.
  2. مجلس شورای اسلامی با توجه به پیشرفت تکنولوژی های جدید ارتباطی، باید به ایجاد نظامی قوی بین مردم و مجلس مبادرت ورزد، به شکلی که با استانی شدن انتخابات مردم احساس خلا ارتباط با مجلس ننمایند و بتوانند مشکلاتشان را به مجلس انتقال دهند.
  3. مجلس شورای اسلامی باید با تدوین تبصره هایی در طرح پیشنهادی، ورود کانونهای قدرت و ثروت به انتخابات را مدیریت نمایند. این امر با طراحی نظام تبلیغاتی سالم و عادلانه در سطح استان برای تمامی نامزدهای مجلس محقق می شود.
  4. مجلس شورای اسلامی با استانی شدن انتخابات، باید به تحزب گرایی و تقویت بنیانهای آن بیشتر توجه نماید. تحزب گرایی نیاز به چارچوبهایی دارد تا علاوه بر گرایش های سیاسی، صلاحیتهای دیگری همچون ویژگی های علمی و اجرایی به مولفه های کاندیداهای احزاب وارد شوند. این امر نیاز به قانون گذاری دارد و مجلس باید به این زمینه ورود پیدا کند.
  5. کاهش رقابت در سطح محلی، مشکل دیگر است که مجلس می تواند با افزایش میزان ۱۵ درصد رای مورد نیاز نمایندگان از حوزه انتخابیه، این مشکل را برطرف نماید. از سوی دیگر مجلس می تواند به جای استانی کردن انتخابات و معیار جغرافیایی-سیاسی حوزه ی انتخابی به سمت معیار جمعیتی حرکت کند به شکلی که هر حوزه ی انتخابی دارای آرای برابر از شهرهای بزرگ و مناطق روستایی و شهری کوچک باشد تا وزن آرای روستاها و شهرهای کوچک با شهرهای بزرگ برابر شوند. این امر باعث می شود اهمیت نظارت بر شهرهای کوچک و نیز روستاها کاهش نیابد و تخلفات در این مناطق کنترل گردد.
  6. مجلس شورای اسلامی می تواند با تغییر معیار اکثریت به تناسب آرا قدمی دیگر در شکل گیری احزاب و ائتلافها بردارد. انتخابات با معیار تناسب باعث می شود که گروههایی که دارای رای کم هستند بر شکل گیری کرسی های مجلس تاثیرگذار باشند.

 

کانون مرتبط مطلب: