سرمقاله: گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمان بازتولید سرمایه‌های ملی

گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمان بازتولید سرمایه‌های ملی

یکی از زیربناهای رشد برای هر فرد و یا سیستم پویا در گام اول کشف و شناسایی استعدادهای ذاتی و توانایی‌های بالقوه و برنامه‌ریزی پویا برای کسب توانایی‌های جدید و در گام‌های بعدی بالفعل‌سازی همه استعدادها و انبوه‌سازی و بهره‌مندی از همه آنچه به صورت خدادادی به انسان داده شده، در احسن وجه است. بی‌توجهی به نخبگان بومی و اندیشه‌هایی با امکان بازتولید ملی پیش از انقلاب و نگاه به هر انسان باهوش و با استعداد به‌عنوان عنصری خطرناک که روزی امکان چالش با رژیم واپس‌گرای پهلوی -که همیشه در برابر فرهنگ مهاجم غربی، غیر پویا و تحقیر شده و مرعوب فرهنگ بود- از تجربه‌های مشترک نسل اول و دوم انقلاب است؛ چه بسیار استعدادها و نخبگان این مرز و بوم که یا در زندان‌های پهلوی بسر می‌بردند یا سازمان‌یافته شکار سرویس‌های انتقال نخبگان به خارج از کشور می‌شدند که اغلب مقصدشان، اروپا و ایالات‌متحده بود.

انقلاب اسلامی به رهبری ابر نخبه تاریخ معاصر ایران، امام خمینی (ره) و رجوع بی‌شمار همگانی به این روح بزرگ، نشان داد که چگونه نخبگان مطرود پهلوی و دانشجویان ایرانی داخل و خارج در کنار دریای ملت فهیم و بیدار ایران، گوهر گران‌بهای وجود خود را باز یافته‌اند؛ نشان‌داد که چگونه بازتولید سرمایه‌های اسلامی و ملی منجر به تولید انقلابی بزرگ می‌شود اما هیچ چیز برای اربابان صهیونیست دنیا خطرناکتر از یک ملت به پا خواسته و بیدار نبود. جنگ تحمیلی برای سرکوب استعداد ملی ایران و برای ایجاد فشار برای تحولی منفی به پویایی ملت ایران توسط استکبار جهانی طراحی و توسط عنصر مفلوکی چون صدام عملی شد. اما سنت الهی را تبدیل و تغییری نبوده و نیست؛ ملت باز به رهبری روح بزرگ زمان، خمینی کبیر (ره)، با رجوع به خویشتن، جنگ تحمیلی را به دفاعی مقدس تبدل کرد و باقری‌ها و همت‌ها و متوسلیان‌ها و ده‌ها فرمانده از این کارزار جنگ چون مدرسه‌ای به وسعت ایران بهره بردند تا نسل انقلاب فولاد آب‌دیده شود. از همین رو بود که رهبری انقلاب، عمیقاً معتقد به وجود معجزه پرورش انسان‌ها در جنگ تحمیلی و انقلاب بودند که درباره شهید باقری فرمودند: «این معجزه نیست؟ این‌ها معجزۀ انقلاب است... یک جوان بیست‌وهفت بیست‌وهشت ساله و حداکثر سی ساله در وقت شهادت، و در اوج توانایی‌های نظامی یک انسان، یک جوان؛ او از کجا شروع کرد که به اینجا رسید؟ در چه مدتی به اینجا رسید؟ این خیلی مهم است.»

سال‌های پس از جنگ و سازندگی پس از آن می‌توانست پر شتاب‌تر باشد اگر در برخی نقاط از استعدادهای داخلی بهره‌برداری بیشتری می‌شد؛ اگر تلاش برای بازتولید ملی و اندیشگانی از سرمایه‌های ملی که جوانان این مرز و بوم بودند شتاب بیشتری داشت و در چرخ دنده‌های خشن توسعه به سبک غربی و توسعه‌بازی‌های لسانی، دولت‌ها خود را سرگرم نمی‌کردند و الگویی برای پیشرفت با توجه به نیازها و مسائل داخلی طراحی می‌شد.

سپاه، همواره پاسدار انقلاب است. طی سال‌ها بهره‌برداری از الگوهای نامناسب و غیر ملی و غیربومی، این‌بار سپاه با تفرس بیدار خود، فهمید که برای پاسداری از انقلاب، می‌بایست کاری درست انجام شود، باید به تولید ملی دست یازید و در برخورد با نخبگان، باید مسیر انقلاب و جنگ تحمیلی در انسان‌سازی، پیگیری شود. بار دیگر با تحلیل همه روندهای پیرامونی، پاسدار همیشگی انقلاب، سپاه تلاشی همه‌جانبه را برای جذب نخبگان در قرارگاه سلمان آغاز کرد، قرارگاهی که اسوه بصیرت و ایمان، نام سلمان را به خود گرفت. سلمان خود نخبه ایرانی و بصیر انقلاب اسلامی محمد رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله) بود و این بار با مدد از نام او می‌رود که سپاه، قرارگاهی برای جذب نخبگان و گوهرهای دریای ملت فهیم باشد.

حمید اسداللهی شهیدی از قرارگاه سلمان است، نخبه‌ای که در سطح بین‌الملل به دنبال بسط الگوی جذب و پرورش نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی بود؛ اسداللهی را به حق باید شهید بصیرت سلمانی و نماد بازتولید مستمر اندیشه و انسان در انقلاب اسلامی دانست. انقلاب بسیاری اسداللهی‌ها دارد که نباید از آن‌ها غفلت کند و سپاه مشعل‌دار تجمع نخبگانی و بازآفرینی مجدد انقلابی خواهد بود. (ان‌شاءالله)

کانون مرتبط مطلب: