روش شناسی تربیت۳

درآمدی بر پارادایم های پژوهش

استراتژی های پژوهش(قیاسی، استقرایی، استفهامی و پس کاوی) درون چارچوب های گسترده تری از چشم اندازهای نظری یا فلسفی قرار می گیرند که غالبا به آن ها پارادایم می گوییم و البته چند ویژگی  متمایز کننده وجود دارد که هسته آنها را شکل می دهند. یکی از این مفروضات، ماهیت واقعیت های تربیتی در مورد پژوهش خواهد بود که از آن به عنوان مفروضات هستی شناختی یاد می شود و مجموعه دیگر، مفروضاتی است که در مورد شیوه ای که معرفت نسبت به این واقعیت ها می تواند پیدا کند، می پردازد و مفروضات معرفت شناختی نام دارد. البته نمی توان از مفروضات غایت شناختی فاصله گرفت و آنها را از نظر دور داشت.

پارادایم های پژوهشی گوناگون، روش های متفاوتی برای ایجاد ارتباط بین ایده ها، تجربیات تربیتی و واقعیت ها و امور تربیتی ارائه می دهند. و همه این ها به نوعی همان شیوه خاص نگرش به جهان و ایده های آنان در مورد چگونگی فهم جهان است.

  • هستی شناسی تربیتی: هستی شناسی شاخه ای از فلسفه است که به ماهیت هستی می پردازد، حال در علوم تربیتی هستی شناسی به این پرسش پاسخ می دهد که ماهیت تربیت و واقعیت های آن چیست؟
  • معرفت شناسی تربیتی: معرفت شناسی، نظریه ای درباره چگونگی کسب معرفت توسط انسان در مورد جهان اطراف خود و اینکه چگونه ما به این معرفت دست یافته ایم، می باشد. در علوم تربیتی، معرفت شناسی ها پاسخ هایی برای پرسش در مورد شناخت واقعیت ها و امر تربیتی در اختیار ما می گذارد و اینکه داعیه ای در مورد این مسئله دارند که کدام رویه ها به معرفت تربیتی قابل اعتماد می انجامند.
  • غایت شناسی تربیتی: غایت شناسی به دنبال پاسخ به این پرسش است که غایت هر پدیده چه بوده و آیا آنچه به ما رسیده و در اختیار داریم با آن هدف اصیل منطبق است یا خیر؟ بر این اساس، غایت شناسی تربیتی، به دنبال این موضوع است که غایت تربیت در چه رقم خورده و اصلا تربیت و امر تربیتی یا واقعیت تربیت به دنبال چیست؟ و امور تربیتی که ما در اختیار داریم در هر قالب، ایده، تجربه و مبتنی بر هر نوع تفکر و معرفتی آیا با آن منطبق است یا خیر؟

کانون مرتبط مطلب: